دفاع

احساس خیلی خوبی دارم. حس میکنم مرز های علم را جابه جا کردم. وقتی میخواستم روی موضوع پایان نامه ام کار کنم همه گفتند کارت خیلی سخته و چرا موضوع به این سختی را انتخاب کردی و این حرفا. فقط استاد راهنمای با شخصیتم بود که گفت از پسش برمیای و بهم اعتماد کرد. برای اولین بار تصمیم گرفتم که با یک دست چند تا هندوانه برندارم و تمام تمرکزم رو بذارم روی یک کار. اون موقع نمیدونستم نتیجه چی میشه حتی خیلی وقتا وسط مسیر که بودم عذاب وجدان میگرفتم که چرا تمام وقتمو گذاشتم روی یک کار فقط. اما تصمیمی بود که گرفته بودم و میخواستم تا آخر پاش وایسم. روزی که دفاع کردم و تمام شد نتیجه گرفتم که تصمیمم درست بوده. حالا از اینکه با نا امیدی ها و عذاب وجدان های طی مسیر میدان را خالی نکردم خوشحالم.

/ 0 نظر / 51 بازدید