نهنگ عنبر

دیروز با مامانم رفتیم سینما. دو هفته بود که سه شنبه ها با دوستانم میرفتیم اما پشت در میماندیم. بلیط ها همان ساعت های اول فروخته میشد. اینبار ساعت شش در دکه ی بلیط فروشی بودیم و بالاخره گرفتیمش. نهنگ عنبر را دیدیم. خیلی خوب بود. دل هر دویمان باز شد از بس که به فوکول های مهناز افشار و شلوار خمره ایه رضا عطاران خندیدیم. باور کردنی نیست که یک همچین روزهای مسخره ای را گذراندیم. وای خدای من چه تیپ هایی. رضا عطاران اما از همه قشنگ تر بازی کرد. نگاهش کافیست تا بروی تا آخر ماجرا. که غرقت کند و نفهمی بابا جان این که داری میبینی فیلم است فیلم!

آنجا که برگشت به مهناز افشار گفت من چهل ساله منتظرتم هنوز نمی دانی چکار میخواهی کنی؟ هی میروی آن طرف که چی؟ تو که نه درس میخوانی، نه کار میکنی. چرا همین جا نمیمانی پیش من؟

خیلی از ما نمیدانیم مثل مهناز افشار از زندگی چه میخواهیم؟ دنبال چی هستیم؟ هی با سماجت کاری را ادامه میدهیم راهی را ادامه میدهیم بدون آنکه به آن فکر کنیم. بدون آنکه به دور و برمان نگاه کنیم.

آدم یک روزی به یک جایی میرسد که خودش را میگذارد جلویش و میگوید بگو حرف حسابت چیست. بعد اگر نتواند خودش را برای خودش تعریف کند خرد میشود. ریز ریز میشود. آنوقت است که باید تکه تکه هایش را تازه سر صبر بردارد بچیند کنار هم ببیند به چی میرسد. حالا هر چه زودتر با خودت دو کلمه حرف حساب بزنی دیرتر خرد میشوی شاید هم هیچ وقت خرد نشدی.

آدم باید برای هر چیزی توی زندگی بفهمد آن چیز چیست؟ برای چه میخواهد؟ بعد که خواستش با آن میخواهد چکار کند. خیلی از خرد شدن هایمان برای همین است که از اول این سه چیز را نمیپرسیم. با همان حرکت رمه وار× میرویم توی دل ماجرا. آنوقت است که میبینیم آنهایی که یک زمانی همیشه از گله جدا بودند و راه خودشان را رفتند الان شادترند. یا باید بدانی و وارد گله شوی یا باید بدانی و از گله جدا شوی، اگر در هر دوی اینها ندانی داری چکار میکنی روزهای سختی در انتظارت است.

خدایا کمک کن که بدانیم داریم با زندگیمان چکار میکنیم. راه درست را نشانمان بده. نه راهی که مال بغل دستیمان است. بیاید روزی که وقتی به عقب نگاه میکنیم، به انتخاب هایمان، لبخند بزنیم. آمین.

 

×رفتار گله ای herd behaviour به رفتاری اطلاق میشود که در آن اشخاص بدون برنامه و فکر کردن -به صورت دسته جمعی- دست به اقدامی میزنند و از رفتار جمع تبعیت میکنند.

مثالِ ساده ی آن هر روز در ایستگاه های مترو قابل مشاهده است. وقتی شخص از قطار پیاده میشود و بدون اینکه راه خروج را بداند به دنبال جمعیت حرکت میکند.
البته این نمونه ی یک رفتار گله ای بی خطر است که معمولاً سر انجام خوشی دارد_فرد درست در مسیر دلخواهش قرار میگیرد و از مترو خارج میشود، چون معمولا افرادی که در جلوی توده قرار گرفته اند راه را به نوعی بلد هستند. ولی اگر راه را اشتباه بروند بدون شک افرادی در اثر رفتار گله ای به دنبال آنها رفته اند به مقصود خود نخواهند رسید.

رفتار گله ای در میان بسیاری از حیوانات و همچنین در رفتارهای انسانی دیده میشود.

نمونه های انسانی آن در حبابهای بازار بورس، استادیوم های ورزشی و به طور کلی در تصمیم گیری ها و قضاوت ها ی روزمره قابل مشاهده است.

 

/ 0 نظر / 34 بازدید