بار دیگر ... می نویسم

آخرین ارائه ی دورانه ارشدمم دادمو تمام شد ... الان که دارم اینو می نویسم آهنگ ش. ن گوش می دم اینقدر تند تند می خونه و لا به لاش شمالی میاد که اصلا نمی فهمم دارم چی میگم! باید بلند شم اتاقمو مرتب کنم ... حمام برم ... مانتوی فردا سر کارمو اتو بزنم ... شاید قسمت دوم بفرما شام ایرانی رو ببینم که مامانی همین حالا خریده برام اورده ... چاییه دومم بینش بزنمو ... خواب ...

ارائه امم باید ایمیل کنم واسه بچه ها ... باید دو روز پیش می فرستادم دیشب نزدیک بود از مسئول جمع اوریش فحش بخورم که جا خالی دادم ...

برم دیگه ... حرف زیادی نیس ...

  
نویسنده : دختر مشرقی ; ساعت ۸:٠۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٠ آذر ۱۳٩٢